داستان انگلیسی آقای ویتینگتون

داستان انگلیسی آقای ویتینگتون / ویکی ووک

روزی روزگاری در زمان های قدیم پسری یتیم به نام دیک وایتینگتون بود. در ده آنها مردم به این اعتقاد داشتند که خیابان های لندن پر از سکه های طلاست، بنابراین دیک تصمیم گرفت که برای پولدار شدن رهسپار لندن شود. دیک روزهای متوالی را پیاده روی کرد، اما وقتی که به اندن رسید، دید ای دل غافل خیابان ها سنگفرش شده اند و…

ادامه مطلب...


داستان انگلیسی بودیکا

داستان انگلیسی بودیکا / ویکی ووک

در پست های قبل داستان کوتاه انگلیسی ویلیام شکسپیر و داستان کوتاه انگلیسی زندگینامه نیوتن، بیترکس پاتر و … را خواندیم. امروز و در داستان انگلیسی بودیکا ، با زندگی نامه یکی از اسطوره های بریتانیا آشنا می شویم اسطوره ای که با دلاوری هایش همچنان در یاد مردمان انگلستان باقی مانده است. شما را […]

ادامه مطلب...


داستان انگلیسی بوسه به سایه

داستان انگلیسی بوسه به سایه / ویکی ووک

در پست های قبل داستان کوتاه انگلیسی همچون خرگوش و لاک پشت، جوجه اردک زشت و جک و لوبیا سحر آمیز را خواندیم امروز داستان انگلیسی بوسه به سایه را باهم میخوانیم این داستان درباره‌ی مردی است که با سایه خود مشکل دارد و بدنبال راحت شدن از شر سایه است. این داستان بصورت کلمه کلمه معنی نشده است پس […]

ادامه مطلب...


داستان انگلیسی طاووس مغرور

داستان انگلیسی طاووس مغرور / ویکی ووک

در پست های قبل داستان کوتاه انگلیسی همچون خرگوش و لاک پشت، جوجه اردک زشت و جک و لوبیا سحر آمیز را خواندیم امروز داستان انگلیسی طاووس مغرور را می خوانیم، این داستان یکی از داستان های عبرت آموز از داستان های ازوپ است، در این داستان طاووسی متکبر و مغرور وجود دارد که خودنمایی میکند اما درنا به زیبایی […]

ادامه مطلب...


داستان انگلیسی خفاش ترسو

داستان انگلیسی خفاش ترسو / ویکی ووک

در پست های قبل داستان کوتاه انگلیسی همچون خرگوش و لاک پشت، جوجه اردک زشت و جک و لوبیا سحر آمیز را خواندیم امروز داستان انگلیسی خفاش ترسو را می خوانیم که خفاشی است که از ترس به سمت که بنفعش است می رود که درنهایت رسوا می شود. این داستان بصورت کلمه کلمه معنی نشده است پس برای یادگیری […]

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۳۵ – عشق

داستان انگیزشی شماره 35 / ویکی ووک

خیلی وقت ها به بقیه خوبی کردیم اما انگار نه انگار، همه چیز رو به راحتی فراموش می کنند و رفتار مناسبی را با ما ندارند. یک چیز را فراموش نکنید که هرکس نبیند خدا همه کارهای ما رو می بیند و خوب و بد را در نظر دارد. در ادامه داستان انگیزشی شماره ۳۵ […]

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۳۴ – عبادت

داستان انگیزشی شماره 34 - عبادت / ویکی ووک

کار نیکی که قصد انجام آن را دارید به تعویق نیاندازید زیرا نمی‌دانید اجر و پاداشی که به خاطر این تلاش و در نتیجه سختی هایی که در این راه می کشید چه خواهد بود. همیشه برای کاری که انجام می دهید ارزش قائل شوید. در ادامه دعوت می کنم تا داستان انگیزشی شماره ۳۴ […]

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۳۳ – آفتاب گردان

داستان انگیزشی شماره 33 – آفتاب گردان / ویکی ووک

در کتاب آسمانی بارها و بار گفته شده است ببینید و بیندیشید، آیا تا بحال به گل آ،تاب گردان دقت کرده اید، آفتاب گردان همیشه به سمت آفتاب می چرخد او همه زندگی اش را وقف نور می کند در نور متولد می شود و در نور هم میمیرد، اگر دقت کنیم می بینیم که […]

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۳۲ – شکر خدا

داستان انگیزشی شماره 32 - شکر خدا / ویکی ووک

داستان انگیزشی شماره ۳۲ درباره شکر خداست، آیا برای شکر کردن خدا نیاز است که اتفاق خاصی بیوفتد بنظر هر چیزی که در این دنیا وجود دارد نیاز است خدا را بابت آن شکر کرد. در ادامه چند اتفاق را که برای افراد مختلف افتاده است را باهم میخوانیم. حدیث روز رسول الله (ص): مَن […]

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۳۱ – مداد

داستان انگیزشی شماره 31 - مداد / ویکی ووک

سلام به همراهان همیشگی ویکی ووک، امیدوارم از ۳۰ داستان انگیزشی قبل لذت برده باشید و از آن ها بهره برده باشید. امروز سی و یکمین داستان انگیزشی را برای شما عزیزان قرار می دهیم. این داستان درباره پدربزرگی است که به نوه اش یا می دهد که زندگی را از مداد یاد بگیرد، شما […]

ادامه مطلب...