متن کوتاه انگلیسی راه های احمقانه یادگیری زبان انگلیسی

متن کوتاه انگلیسی راه های احمقانه یادگیری زبان انگلیسی / ویکی ووک

در ادامه متن های کوتاه انگلیسی در این مطلب میخواهیم متن کوتاه انگلیسی درباره‌ی راه های احمقانه برای یادگیری زبان انگلیسی را باهم بخوانیم. خیلی جالب است که بدانید که برخی از افراد در جهان هستند که برای یادگیری زبان انگلیسی عمل جراحی انجام می دهند و این عقیده را دارند که این روش باعث […]

ادامه مطلب...


متن کوتاه انگلیسی درباره صبر در برابر تمایلات نفسانی

متن کوتاه انگلیسی درباره صبر در برابر تمایلات نفسانی / ویکی ووک

در ادامه متن های کوتاه انگلیسی در این مطلب میخواهیم متن کوتاه انگلیسی درباره صبر در برابر تمایلات نفسانی را باهم بخوانیم، بنظر شما چقدر می توانید در برابر تمایلات و لذت های زودگذر برای داشتن فردایی بهتر صبر کنید؟ فکر می کنید این صبر چقدر در آینده‌ی شما موثر است؟ در این متن کوتاه […]

ادامه مطلب...


متن و ترجمه آهنگ Awaken از ماهر زین

متن و ترجمه آهنگ Awaken از ماهر زین / ویکی ووک

در پست های قبلی آهنگ های همچون آهنگ Insha Allah و Medina و for the rest of my life و … را برای شما دوستان همراه با ترجمه ی آن قرار دادیم در ادامه پست های ترجمه آهنگ، آهنگ Awaken را برای شما دوستان قرار داده ایم. متن انگلیسی آهنگ Awaken     We were given […]

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۱۱۲ – تاکید بر هدف مشخص

داستان انگیزشی شماره 112 – تاکید بر هدف مشخص / ویکی ووک

استفاده است جملات خیلی مهم است نحوه‌ی بکار بردن جملات خیلی مهم است وقتی یک هدف دارید و آرزو دیگه انتخاب کردن گزینه های دیگه کاملا اشتباست، این جمله را هیچ وقت فراموش نکنید: “یا من به این هدف میرسم، یا من باید به این هدف بریم”، امروز داستان انگیزشی شماره ۱۱۲ را باهم میخوانیم […]

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۱۱۱ – سیرک

داستان انگیزشی شماره 111 - سیرک / ویکی ووک

سلام به همه‌ی همراهان عزیز امروز داستان انگیزشی شماره ۱۱۱ را با هم میخوانیم داستان بسیار عالی و زیبا از مردی شریف، دعوت میکنم تا حتما این داستان زیبا را باهم بخوانیم. حدیث روز حدیث قدسی یا أحمَدُ، لَیْسَ شَيْءٌ مِنَ العِبادَةِ أحَبَّ إلَيَّ مِنَ الصَّمْتِ والصَّوْمِ، فَمَن صامَ ولَمْ یَحْفَظْ لِسانَهُ کانَ کَمَن قامَ […]

ادامه مطلب...


داستان انگلیسی آقای ویتینگتون

داستان انگلیسی آقای ویتینگتون / ویکی ووک

روزی روزگاری در زمان های قدیم پسری یتیم به نام دیک وایتینگتون بود. در ده آنها مردم به این اعتقاد داشتند که خیابان های لندن پر از سکه های طلاست، بنابراین دیک تصمیم گرفت که برای پولدار شدن رهسپار لندن شود. دیک روزهای متوالی را پیاده روی کرد، اما وقتی که به اندن رسید، دید ای دل غافل خیابان ها سنگفرش شده اند و…

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۱۱۰ – مرد نابینا

داستان انگیزشی شماره 110 - مرد نابینا / ویکی ووک

روزی مردی نابینا روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید. نقاش خلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است…

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۱۰۹ – سبد پر از گردو

داستان انگیزشی شماره 109 - سبد پر از گردو / ویکی ووک

روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت: «این سبد گردو را هدیه می دهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه می‌رسد.»مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گ…

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۱۰۸ – گاو بی دم

داستان انگیزشی شماره 108 - گاو بی دم / ویکی ووک

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز به او گفت: «برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می‌کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاوها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.» مرد قبول کرد. اولین در طویله که بزرگترین در هم بود باز شد. باور کردنی نبود، بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود بیرون آمد. گاو با سم به زمین می‌کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را ک…

ادامه مطلب...


داستان انگیزشی شماره ۱۰۷ – ادب

داستان انگیزشی شماره 107 - ادب / ویکی ووک

امروز یک داستان اخلاقی زیبا را باهم میخوانیم، داستانی که نشان می‌دهد که هرگونه با دیگران رفتار کنید با شما هم همانگونه رفتار می‌شود، پس نتیجه میگیریم که برای اینکه احترام به ما گذاشته شود باید احترام دیگران را نیز بگذاریم. در همین راستا دعوت میکنم تا داستان انگیزشی شماره ۱۰۷ را باهم بخوانیم. حدیث […]

ادامه مطلب...