داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش سوم

متن انگلیسی داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش آخر داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش سوم داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش دوم داستان انگلیسی هانسل و گرتل

در پست های قبل داستان کوتاه انگلیسی همچون خرگوش و لاک پشت، جوجه اردک زشت، جک و لوبیا سحر آمیز، شنل قرمزی، سیندرلا و دیو و دلبر را خواندیم. امروز داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش سوم را میخوانیم این داستان درباره ی خواهر و برادری می باشد که وسط جنگل بوسیله نامادریشون رها میشن و اتفاقاتی که براشون میوفته که در ادامه باهم میخوانیم. این داستان بصورت کلمه کلمه معنی نشده است پس برای یادگیری به کلمات آخر دقت کنید. همچنین بخش های بعدی در آینده انشاا… گذاشته میشود.

برای مطالعه این داستان روش های یادگیری زبان در مطالب قبل را مطالعه کنید.

برای خواندن بخش های قبل به لینک های زیر بروید

داستان انگلیسی هانسل و گرتل

داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش دوم

نکته: فیلم و صوت داستان بصورت کامل میباشد.

متن انگلیسی داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش سوم

داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش دوم داستان انگلیسی هانسل و گرتل

Hansel tried to find the way home,  but he and Gretel were soon lost in  the forest.  Then they saw a lovely white bird flying above their heads and followed  it all the way to a small house, where it perched on the roof.

As the children  approached the house, they saw it was built entirely of gingerbread! “Let’s eat, Gretel!” cried Hansel, and  he nibbled at part of the roof while Gretel tried a windowsill. Suddenly the door opened, and an ancient woman leaning on a crutch limped outside. Hansel and Gretel were so scared that they dropped the gingerbread they’d been eating.

But the old lady smiled and said,  “Oh, you poor children, come inside, and I’ll take care of you.” She led them into her little house, and fed them a wonderful dinner. Then she ushered the two children into two pretty little beds, and Hansel and Gretel happily fell asleep.

Unfortunately, the seemingly kind  old woman was really a wicked witch! She used the house to trap children. Then, she would place her captives inside her magic oven, which transformed them into enchanted gingerbread, the witch’s favorite dessert.

Early in the morning before the children were awake, the witch grabbed Hansel and locked him in a closet. Then she shook Gretel awake, and cried, “Get up, lazy thing, and help me get the oven ready. I’m going  to bake your brother into gingerbread!” Gretel wept at the witch’s words, but she had no choice but to do as the old woman commanded.  Once a fire had been lit beneath the oven, the witch pushed poor Gretel toward the oven. “Creep inside,” said the witch, “and  see if the oven is hot enough.”


متن فارسی داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش سوم

هانسل تلاش زیادی برای پیدا کردن راه خانه انجام داد اما فایده نداشت و آنها در جنگل گم شده بودند. بعدش آنها پرنده ای کوچک و سفید و دوستداشتنی را بالای سرشان دیدن و آن را دنبال کردن تا به خانه ای کوچک رسیدند و پرنده نیز رفت و روی بام آن نشست.

بچه ها نزدیک خانه شدند و متوجه شدند که تمام خانه از نون زنجفیلی درست شده بود. هانسل به گریه گفت:” بیا بخوریم گرتل”، و بعدش قسمتی از سقف را گاز زد این درحالی بود که گرتل هم داشت طاقچه ی پنجره را میخورد. ناگهان در باز شد و پیرزنی قدیمی که به عصا تکیه داده بود جلوی آنها قد علم کرد. هانسل و گرتل از بس که ترسیده بودند نان های زنجیفیلی که دستشون بود رو انداختند.

اما پیرزن با لبخند گفت:” اوه بچه های طفلک ، بیاین داخل و من از شما مراقبت خواهم کرد.” او به آنها اجازه داد که به داخل خانه ی کوچک بیایند و نهاری فوق العاده و همه چی تمام به آنها داد و بعد به آنها دوتا رختخواب کوچک و زیبا داد تا خواب راحتی داشته باشند و هانسل و گرتل بسیار خوشحال بودند و بخواب رفتند. اما متاسفانه پیرزن مهربان قصه ی ما یک جادوگر پلید بود که از این خونه ی زیبا استفاده کرده بود که آنها را به دام بندازد و بعدش زندانی هایش را به اجاق جادویش بندازد و آنها را به کیک زنجفیلی که دسر مورد علاقه ی جادوگر بود تبدیل کند.

صبح روز بعد قبل از اینکه بچه ها از خواب بلند شن، جادوگر هانسل رو گرفت و در صندوقچه ای او را قفل کرد، و سپس گرتل را از خواب بیدار کرد، با گریه و ناله گفت: “پاشو بچه ی تنبل، پاشو به من کمک کن که اجاق رو آماده کنیم. من میخوام برادرت رو به نون زنجفیلی تبدیل کنم پاشو بجه” با این کلمات جادوگر، گرتل گریه کرد اما او چاره ای دیگه ای نداشت جز اینکه به فرمان های جادوگر گوش کنه، به محض اینکه آتش زیر اجاق به راه افتاد، جادوگر گرتل طفلک رو فرستاد جلوی اجاق گاز و به او گفت: برو نزدیک، ببین که آیا آتش به اندازه ی کافی داغ شده است یا نه.”


معنی لغات داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش سوم

عبارت انگلیسی معنی فارسی مترادف انگلیسی
 above در بالا upper
 perched  نشستن sit
roof سقف housetop
approached نزدیک شدن near
gingerbread نان زنجفیل gingerbread
limped خمیده bent
crutch اره plug

برای شنیدن تلفظ صحیح متن انگلیسی داستان انگلیسی هانسل و گرتل بخش سوم فایل زیر را دانلود کنید

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش اول
داستان انگلیسی هانسل و گرتل   بخش اول

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش دوم
داستان انگلیسی هانسل و گرتل   بخش دوم

دانلود فایل PDF همراه با صوت  بخش سوم

دانلود فایل صوتی

(برای شنیدن صوت داستان،فایل پی دی اف رابازکنیدوبرروی علامت بلندگودوبارکلیک کنیدتاهمراه بامتن صدای آن را نیز داشته باشید.)

به امید فردایی روشن

میتوانید این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *