داستان انگیزشی شماره 69 – دو برادر

داستان انگیزشی شماره 69 - دو برادر / ویکی ووک

داستان انگیزشی شماره 69 داستانی بسیار جالب و زیبا از دو برادر مهربان شما را دعوت میکنم تا این داستان زیبا را باهم بخوانیم و امیدوارم از این داستان زیبا او درس را بگیرید.


حدیث روز

امام باقر (ع):
مَن حَسُنَتْ نِیَّتُهُ زِیدَ فی رِزقِهِ، و مَن حَسُنَ بِرُّهُ بأهلِهِ زیدَ فی عُمرِهِ.

هر کس نیتش خیر باشد روزی‌اش زیاد گردد، و هر که با خانواده خود خوش‌رفتاری کند عمرش طولانی شود.

 


متن داستان انگیزشی شماره 69

دو برادر

 

داستان انگیزشی شماره 69 - دو برادر / ویکی ووک

 

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت:‌ درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند.


شاید دوست داشته باشید

چگونه به راحتی لکه های آشپزخانه را پاک کنیم؟ / ویکی ووکچگونه به راحتی لکه های آشپزخانه را پاک کنیم؟

تمیزکاری و از بین بردن لکه های آشپزخانه همیشه یکی از دغدغه های بانوان خانه دار بوده است در این مطلب میخواهیم یکی از موادی که در…

 

 


بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت. در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌ درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود. بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت. سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگرمساوی است. تا آن که در یک شب تاریک دو برادر در راه انبارها به یکدیگر برخوردند. آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند.

همیشه مهربانی لذت بخش خواهد بود 🌺

خدا همیشه با ماست ❤️

به امید فردایی روشن 🙂

میتوانید این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *