داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم

داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش ششم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش پنجم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش چهارم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش دوم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش سوم

در پست های قبل داستان کوتاه انگلیسی همچون خرگوش و لاک پشت، جوجه اردک زشت، جک و لوبیا سحر آمیز، شنل قرمزی و سیندرلا را خواندیم. امروز داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم را میخوانیم در بخش یک، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم ، پنجم و ششم داستان تا جایی خوندیم که طوفان کشتی مرد را نابود کرد و مرد به قصر دیو رفت بطور ناگهانی و قصد کندن گل را داشت که دیو او را دید و عصبانی شد و گفت در صورتی میبخشمت که یکی دخترانت را بمن بدهی.

این داستان بصورت کلمه کلمه معنی نشده است پس برای یادگیری به کلمات آخر دقت کنید.

همچنین این داستان بخش بندی شده است و بخش های بعدی در آینده انشاا… گذاشته میشود.

برای مطالعه این داستان روش های یادگیری زبان در مطالب قبل را مطالعه کنید.

نکته: فیلم و صوت داستان بصورت کامل میباشد و شما میتوانید تا قسمت معنی شده گوش دهید.

متن انگلیسی داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم

Beauty and the Beast

داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش ششم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش پنجم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش دوم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش سوم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش چهارم

“It makes me sad to see you go,” said the Beast, in as soft a voice as she had ever heard from him, “But I want you to be happy.” He handed her a beautiful ring and said, “If you ever choose to return, just put this ring on your finger and you will be back at my castle.” And with that, he left her alone.

When Beauty arrived back home her family was overjoyed to see her. When she told her father about her dreams of the prince, the part about not trusting appearances made him stop and think about the Beast, and how he was so kind to them despite his appearance. But he was too overjoyed to have his daughter back, and the family went to celebrate.

But although Beauty was glad to be back with her family, she also missed the castle, and its beautiful rooms, and even her talks with the Beast. And she soon noticed that she did not dream of the prince anymore, instead, after a few weeks, she began to have a different dream. In it, she was wandering through the palace gardens when she heard groans of pain from a nearby cave.

She ran over to find the Beast stretched out upon his side, looking weak and frail. After having this dream for several nights, she became very worried about the Beast. She decided she should go back to the castle to check on him. Despite protests from her family, she put the Beast’s ring back on her finger and she was magically transported back to the palace.


متن فارسی داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم

دیو گفت: ” این منو ناراحت میکنه که میبینم داری میری اما من فقط خوشحالی تورو میخوام” این مهربون ترین صدایی بود که تا حالا از دیو شنیده بود. دیو انگشتری به دلبر داد و گفت: “هر وقت دوستداشتی برگردی فقط کافیه این انگشتر را انگشتت کنی و اینطوری به قصر برمیگردی.” اینو گفت و او را تنها گذاشت.

وقتی که دلبر به خانه برگشتف خانواده از دیدن دوباره ی او مسرور شدند. دلبر از اتفاق های که برایش در قصر افتاده بود را برای پدر تعریف کرد و از رویایی آن شاهزاده ای را هم که دیده بود گفت، در هنگام تعریف برای پدر زمانی که به بخش به “ظاهر اعتماد نکن” رسید پدر دلبر مکث کرد و به دیو فکر کرد که با وجود چهره ی زشتی که دارد چقدر مهربان و باوقار است، اما او بسیار خوشحال بود از برگشتن دختر و خانواده تصمیم گرفتند که جشنی بابت برگشتن دلبر به پا کنند.

اما دلبر ته دلش احساسی داشت، اگرچه او از دیدن خانواده اش بسیار خوشحال بود اما قصر، اتاق زیبایش و حتی صحبت هایی که با دیو میکرد را از دست داده بود. دلبر خیلی زود متوجه شد که دیگر خواب آن شاهزاده زیبا را نمیبیند و در عوض خواب متفاوتی را می دید، او می دید که در باغی از قصر است و از غاری در نزدیکی خودش صدای ناله هایی می آید.

او فرار کرد به سمت غار تا دیو را پیدا کند و از آن منطقه نجاتش دهد او نگاه ضعیف و شکننده ای از دیو میدید. بعد از اینکه چند شب این خواب را دید، او بسیار برای دیو نگران شد، او تصمیم گرفت که به قصر برگرد و دیو را ببیند. علارغم مخالفت های خانواده او انگشتر را به دست کرد و به صورت جادویی به قصر برگشت.

ادامه داستان در بخش آخر…


معنی لغات داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم

عبارت انگلیسی معادل فارسی مترادف انگلیسی
 ring  انگشتر  hoop
 overjoyed  بیش از حد لذت بردن  delight
 trusting  اعتماد به نفس  relying
 frail  نحیف  flimsy
 groans  غم و اندوه  whine
 weak  ضعیف  faint
 transported  بردن  carry

برای شنیدن تلفظ صحیح متن داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم فایل زیر را دانلود کنید

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش اول

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش دوم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش سوم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش چهارم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش پنجم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش ششم

دانلود فایل PDF همراه با صوت  بخش هفتم

دانلود فایل صوتی داستان

(برای شنیدن صوت داستان،فایل پی دی اف رابازکنیدوبرروی علامت بلندگودوبارکلیک کنیدتاهمراه بامتن صدای آن را نیز داشته باشید.)

به امید فردایی روشن.

میتوانید این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *