داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر

داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش ششم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش پنجم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش چهارم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش دوم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش سوم

در پست های قبل داستان کوتاه انگلیسی همچون خرگوش و لاک پشت، جوجه اردک زشت، جک و لوبیا سحر آمیز، شنل قرمزی و سیندرلا را خواندیم. امروز داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر را میخوانیم در بخش یک، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم ،بخش پنجم، بخش ششم و هفتم داستان تا جایی خوندیم که طوفان کشتی مرد را نابود کرد و مرد به قصر دیو رفت بطور ناگهانی و قصد کندن گل را داشت که دیو او را دید و عصبانی شد و گفت در صورتی میبخشمت که یکی دخترانت را بمن بدهی.

این داستان بصورت کلمه کلمه معنی نشده است پس برای یادگیری به کلمات آخر دقت کنید.

برای مطالعه این داستان روش های یادگیری زبان در مطالب قبل را مطالعه کنید.

نکته: فیلم و صوت داستان بصورت کامل میباشد و شما میتوانید تا قسمت معنی شده گوش دهید.

متن انگلیسی داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر

Beauty and the Beast

داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش هفتم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش ششم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش پنجم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش دوم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش سوم داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش چهارم

She called out for the Beast, but he didn’t come to her. Finally, she remembered the cave from her dream, and ran out to the gardens. Looking around, she saw a familiar path and walked down it, coming to the very same cave she dreamed about. She ran inside, and found the Beast, lying motionless.

“Oh, he’s dead,” she cried bitterly. “I should never have left him alone here!”

She wept and put her hands over her face, but then she heard the sound of the Beast moving.

“Beauty?” he said weakly.

“Oh, how you frightened me!” she cried. “I never knew how much I loved you until we were apart!”

“Can you really love such an ugly creature?”, the Beast asked faintly.

“Yes, Beast, I love you more than anything else in this world!”

The Beast, suddenly sounding stronger and stronger, began to tell her a story in a gentle voice:

“When I was younger, a witch came to my castle. Seeing the warts on her face and her ugly green skin, I refused to let her in. So she put a curse on my entire palace. Because I had judged her by her appearance, she turned me into a terrible-looking Beast, and she said I would die unless I could earn the true love of a good woman.”

Beauty suddenly realized that she had heard this voice before. The Beast stood up, and he began to sparkle with light, until the light become so bright that Beauty had to close her eyes. When she opened them, she saw that the handsome prince from her dreams stood where the Beast was.

Hand in hand, the two left the cave, and found that the castle had come to life with lights and music, and in the sky, in letters all made of fireflies, was written:

“Long live the Prince and his Bride.”


متن فارسی داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر

او دیو رو صدا کرد، اما صدایی نیومد و دیو به ملاقات نیومد.سرانجام، او یاد غاری که در خواب دیده بود افتاد، او با سرعت به سمت باغ دوید. دور و برش رو نگاه کرد، و راه آشنایی رو دید و رفت به سمت آن و غاری رو دید که در خواب می دید. دوید به سمت غار و دیو رو پیدا کرد و ناگهانی شروع به گریه کردن کرد.

او همچنان که داشت گریه میکرد: ” آه، او مرده.” و گفت: “که کاشکی که هیچوقت او را تنها نمیذاشتم.”

او گریه کرد و دستش را به سمت صورت دیو برد، در این هنگام صدایی شنید و دیو تکان خورد.

دیو با صدایی لرزان گفت: “دلبر؟؟”

دلبر باگریه گفت: “اوه، منو ترسوندی” و ادامه داد که: ” من هیچ وقت نمیدوستم که چقدر دوستت دارم تا موقعی که ازت دور شدم.”

دیو با صدایی ضعیف پرسید: ” آیا منو با همین صورت زشت دوستداری؟”

دلبر گفت: “آره دیو من دوستتدارم بیشتر از هرچیزی تو دنیا دوستت دارم.”

دیو ناکهان صدایش محکم و محکم تر شد و با صدایی مهربون شروع  به تعریف داستان زندگی اش کرد.

“هنگامی که من جوانتر بودم جادوگری به قصر من آمد. او زگیل زشتی روی صورتش داشت و چهره ی سبزی داشت و من به او اجازه ندادم که داخل قصر بشه. او قصر مرا نفرین کرد زیرا من او را بخاطر چهره ی زشتش قضاوت کردم، و چهره مرا تبدیل به دیو زشتی کرد و گفت من میمرم مگر اینکه دختر زیبا و خوبی عاشق من بشه.”

بعد دلبر متوجه شد که قبلا یان صدا را جایی شنیده است. دیو بلند شد، و جرقه های جادویی روی اون ریخته شد و این جرقه ها انقدر شدید بود که دلبر چشمانش را بست. زمانی که چشمانش را باز کرد شاهزاده ای زیبایی که در خاطراتش دیده بود را دید دقیقا همان جایی که دیو ایستاده بود.

و دست در دست هم غار را ترک کردند، و دیدند که قصر با چراغ ها و موسیقی هایی جون گرفته است و بر روی آسمان نوشته ای حک شده است که بر روی آن نوشته شده بود:

“، شاهزاده و عروس، امیدوارم زندگی طولانی داشته باشید”


معنی لغات داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر

عبارت انگلیسی معادل فارسی مترادف انگلیسی
 cave  غار  grotto
 faintly  ضعیف  weakly
 gentle  مهربان  merciful
 warts  زگیل  tuber
 witch  جادوگر  fairy
 curse  لعنت  damnation
 Bride  عروس  newlywed

برای شنیدن تلفظ صحیح متن داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر فایل زیر را دانلود کنید

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش اول

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش دوم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش سوم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش چهارم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش پنجم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش ششم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش هفتم

دانلود فایل PDF همراه با صوت بخش آخر

دانلود فایل صوتی داستان

(برای شنیدن صوت داستان،فایل پی دی اف رابازکنیدوبرروی علامت بلندگودوبارکلیک کنیدتاهمراه بامتن صدای آن را نیز داشته باشید.)

به امید فردایی روشن.

میتوانید این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

2 دیدگاه در “داستان کوتاه انگلیسی دیو و دلبر بخش آخر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *