داستان کوتاه انگلیسی آدم برفی

داستان کوتاه انگلیسی آدم برفی

در پست های قبل داستان های از جمله شیر و موش و سلطان پرندگان را خواندیم. در این پست قصد داریم تا داستان کوتاه انگلیسی آدم برفی را باهم بخوانیم.

متن انگلیسی داستان کوتاه انگلیسی آدم برفی

The snowman

داستان کوتاه انگلیسی آدم برفی

It was nearly Christmas. Katie woke up and found that the world was white and magical.

“Snow!” she shouted, “Snow for Christmas!”

She ran outside and danced in the snow.

Her brother Eddie came out too. They made a big round snowball and a small one. They put them together and made a huge snowman.

On Christmas Eve they looked at the snowman. He waved at them. He was alive!

“Hello.” he said. “It’s Christmas. Would you like a present?”

“Yes please!” they said.

The snowman waved his arms. Silver crystal snowflakes filled the sky. It was so beautiful.

“We must give you a present too,” said Katie.

They gave the snowman a carrot for a nose, a scarf for his neck, and a hat for his head.

“Happy Christmas!” they said.

The snow stopped and the sun came out. The snowman started to melt.

“Goodbye” he said. “Build me again next year!”


متن فارسی داستان کوتاه انگلیسی آدم برفی

آدم برفی

 

تقریباً کریسمس شده بود. کتی از خواب بیدار شد و دید که همه‌جا سفید و جادویی شده.

او داد زد: برف اومده! برفِ کریسمس!

بیرون دوید و روی برف‌ها رقص و پای‌کوبی کرد.

برادرش اِدی هم بیرون آمد. آن‌ها یک گلوله برفی بزرگ و یک گلوله‌ی کوچک‌تر درست کردند. آن‌ها را روی هم گذاشتند و یک آدم‌برفی بزرگ درست کردند.

در تعطیلات کریسمس به آدم‌برفی نگاه کردند. او برایشان دست تکان داد. او زنده شده بود!

آدم‌برفی گفت: سلام. کریسمس شده. دوست دارید بهتون عیدی بدم؟

آن‌ها گفتند: بله، لطف می‌کنید.

آدم‌برفی بازوهایش را تکان داد. دانه‌های بلوری نقره‌ای‌رنگ برف آسمان را پر کرد. خیلی قشنگ بود.

کتی گفت: ما هم باید به تو عیدی بدهیم.

آن‌ها هویجی برای بینی‌اش گذاشتند، شال‌گردنی به گردنش بستند و کلاهی بر سرش گذاشتند.

آن‌ها گفتند: کریسمس مبارک.

برف بند آمد و آفتاب درآمد. آدم‌برفی شروع به آب شدن کرد.

او گفت: سال دیگر دوباره من را درست کنید!


معنی لغات داستان کوتاه انگلیسی آدم برفی

 

عبارت انگلیسی مترادف فارسی مترادف انگلیسی
Nearly تقریبا approximately
Snow  برف hydrometer
Snowman آدم برفی snowman
Christmas کریسمس  Christmas
Outside خارج از abroad
Together  با یکدیگر altogether
Wave موج billow
Present حاضر ubiquitous
Melt ذوب شدن deliquesce
Build  ساختن make

برای شنیدن تلفظ صحیح متن انگلیسی فایل زیر را دانلود کنید

 

دانلود فایل همراه با صوت

(برای شنیدن صوت داستان ، فایل پی دی اف را باز کنید و برروی علامت بلندگو دوبار کلیک کنید تا همراه با متن صدای آن را نیز داشته باشید. موفق باشید.)

 

به امید فردایی روشن.

میتوانید این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *