داستان کوتاه انگلیسی علی و قالیچه سحرآمیز

در پست های قبل داستان های خواندیم از قبیل قضاوت عجولانه و معجزه در این پست نیز داستان کوتاه انگلیسی علی و قالیچه سحرآمیز میخوانیم. این داستان درباره علی پسری میباشد که با قالیچه پرنده به سفر پر ماجرایی میرود.

متن انگلیسی داستان کوتاه انگلیسی علی و قالیچه سحرآمیز

 

 

One very hot day Ali finds a carpet in his uncle’s shop.

“What’s this?”

Suddenly the carpet jumps! It moves and flies off into the air.

“Hey! What’s happening?”

A loud booming voice comes from the carpet.

“Welcome, O master. I am a magic carpet.”

First they fly high up into the sky and then they land in a jungle. It is hot and wet and it’s raining.

Then they fly to the desert. It is very, very hot and dry.

“It is very, very hot today!”

After that they fly to the South Pole. There is lots of ice and snow. It’s freezing.

“Brrr!”

“Where are we now? I can’t see!”

“In the mountains. Can you see me?”

“It’s very foggy.”

Then they fly to a forest. It’s very windy there.

“Oh, it’s windy in the forest!”

Then they fly to an island in the sea. There is thunder and lightning.

“Aaagh! Let’s go home!”

“What a storm!”

Finally they fly back home. The carpet lands in the shop and Ali gets off.

“Wow! What an adventure!”


متن فارسی داستان کوتاه انگلیسی علی و قالیچه سحرآمیز

 

در یک روز گرم علی قالیچه ای را در مغازه دایی اش پیدا کرد ..

Related Post

گفت: این چیه؟

یکهوو قالی شروع به پرید و تو آسمون شروع به پرواز کردن.

علی گفت:” هیییی، این چیه؟؟

یک صدا بم از قالیچه اومد بیرون اومد.

گفت: سلام عالیجناب من قالیچه سحرآمیز هستم.

بعدش، اول رفتن به عرش آسمانها و بعدش هم جنگل، هوا گرم و مرطوب و بارانی بود.

بعد از آنجا پرواز کردن به بیابان، هوای اونجا داغ و خشک بود خیلی خشک.

مارمولک گفت: امروز هوا خیلی خیلی گرمه.

بعد از آنجا پرواز کردن و رفتن قطب جنوب. اونجا همش برف و یخ بود. خیلی سرد بود.

بعدش علی با شیر در کوهی حرف زد و گفت: ما الان کجاییم، من نمیتونم ببینم.

شیر گفت ما روی کوها هستیم، میتونی منو ببینی.

علی گفت: خیلی هوا مه آلوده.

بعدش آنها در جنگل پرواز کردن، خیلی باد بود تو جنگل.

علی گفت: اوه چه بادی تو جنگل میاد.

بعدش اونها به جزیزه ای در دریا رفتن و و اونجا هوار طوفانی بود و هرزگاهی رعدوبرق میزد.

اوه بیا بریم خونه، چه طوفانی.

سرآنجام اونها پرواز کردن بسمت خونه. قالیچه رفت بسمت مغازه و علی پیاده شد و گفت عجب ماجراجویی بود.


معنی لغات داستان کوتاه انگلیسی علی و قالیچه سحرآمیز

عبارت انگلیسی

معادل فارسی

مترادف انگلیسی

freezing  انجماد daze
carpet طوفانفرش  cover
magic سحر امیز hermetic
Suddenly ناگهان  abruptly
mountains کوهستان barrow
foggy مه الود turbid
lightning رعد و برق levin
thunder غرش boom
storm  طوفان hurricane
adventure ماجرا adventure

برای شنیدن تلفظ صحیح متن انگلیسی فایل زیر را دانلود کنید.

دانلود فایل همراه با صوت

(برای شنیدن صوت داستان ، فایل پی دی اف را باز کنید و برروی علامت بلندگو دوبار کلیک کنید تا همراه با متن صدای آن را نیز داشته باشید. موفق باشید.)

به امید فردایی روشن.

میتوانید این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط