داستان کوتاه قضاوت عجولانه

در پست های قبل داستان های ” بیسکویت های سوخته ” , ” قورباغه های زخمی ” , ” فقط در یک لحظه ”  را دنبال کردیم. در ادامه داستان ها در این پست داستان کوتاه قضاوت عجولانه را خواهیم خواند که درباره ی قضاوت کورکورانه و عجولانه برخی انسان ها نسبت به یکدیگر است.که با دید سابق به داستان های کوتاه این داستان را نیز دنبال خواهیم کرد.

نکاتی درباره ی خواندن داستان کوتاه قضاوت عجولانه

اگر داستان های قبل را بانکاتی که در داستان “بیسکویت سوخته” و “فقط در یک لحظه ” گفته شد دنبال کرده اید حال میتوایند با روش که خواهیم گفت شروع کنید به تمرین و تکرار تلفظ ها ( فایل متنی همراه با صوت داستان ) به اینگونه که داستان را دوباره از اول گوش بدهید اما این بار هرچه که گوینده می‌گوید را تکرار کنید. یعنی ابتدا به صدای گوینده گوش دهید؛ آن را متوقف کنید؛ و هر چه گفته شد را تکرار کنید و به همین ترتیب تا آخر داستان. تنها به تکرار طوطی‌وار اکتفا نکنید بلکه حالت‌های گوینده را نیز می‌توانید تقلید کنید. مثلاً اگر گوینده در حال خنده است، شما نیز بخندید. این کار را نیز چندین بار تکرار کنید.

متن انگلیسی داستان کوتاه قضاوت عجولانه

Rashly judgement

A young lady was waiting for her flight in the boarding room of an airport.

As she would have to wait for many hours, she decided to buy book to spend her time. She also bought a packet of cookies.

She sat down on an armchair, in the VIP room of the airport, to rest and read in peace.

Beside her there was a packet of cookies and a man sat down, opened his magazine and started reading.

When she took a first cookie, the man took one too. She felt infuriated but she didn’t say anything. She just thought: “better not to became angry, he might have made a mistake.”

Whenever she took a cookie, the man helped himself with another cookie too.

That made her angry all the more, but didn’t want to react.

When only one cookie remained, she thought: “ah…What this abused man will do now?”

Then, the man, divided the last cookie in the middle, giving her one half.

Ah! That was too much!

She was so angry!

Then, she took her book, her things and headed straight to the boarding area.

 When she sat down inside the plane, she looked to her purse to take her eyeglasses, and, to her surmised, her packet of cookies was there, “untouched, closed!”

She felt ashamed!! She realized that she was the bad one…

She had forgotten that her cookies were kept in her purse.

The man had divided his packet of cookies with her, without feeling infuriated, nervous or mad…

While she had been very mad, thinking that she was sharing her cookies with him

And there was no more time to explain her behavior… or to apologize!


متن انگلیسی داستان کوتاه قضاوت عجولانه

قضاوت عجولانه

یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.

چون هنوز چند ساعت به پروازش مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی بخرد. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.

روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی هم آنجا نشسته بود و داشت روزنامه میخواند.

وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد مرد نیز یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد:”بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده است.”

هربار که او یک بیسکوئیت برمیداشت، آن مرد نیز همین کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمیخواست واکنش نشان دهد.

وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: “حالا ببینیم این مرد بی ادب چکار خواهد کرد؟”

مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را برای او گذاشت.

این دیگه خیلی پروئی میخواست!

او حسابی عصبانی شده بود.

سپس کتاب را بست، وسایلش برداشت و به سمت محل سوار شدن رفت.

وقتی داخل هواپیما روی صندلی نشست، دستش را داخل ساک کرد تا عینک را داخل آن قرار دهد، و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست.”باز نشده و دست نخورده”

خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد…یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود ، داخل ساکش گذاشته بود.

آن مرد بیسکوئیت هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آنکه عصبانی شود و برآشفته شده باشد…

در صورتی که خودش زمانی فکر میکرد آن مرد بیسکوئیتش را میخورد ، خیلی عصبانی شده بود.

و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت خواهی نبود.


کلمات سخت وکلیدی داستان کوتاه قضاوت عجولانه

انگلیسی

معادل فارسی

مترادف

Board

تخته ، تابلو

Gob

Rashly

عجولانه

hasty

Judgement

قضاوت

Witting

Peace

آرامش

calmness

Related Post

Infuriate

بسیار خشمگین شدن

Angry

React

واکنش

Respond

Remain

باقیمانده

Fragment

Abuse

سو استفاده کردن ، بد بکاربردن

Misuse

Divide

تقسیم کردن

Sector

Purse

ساک،چمدان

Bag

Eyeglasses

عینک

Specs

Surmise

حدس زدن ، گمان بردن

Guess

Nervous

نگران ، مضطرب

Anxious

Mad

دیوانه ، عصبانی

Crazy

Behavior

رفتار

Ethic

Armchair

صندلی دسته دار


always remember this:

همیشه بخاطر داشته باشید.

there are something that you can’t recover

بعضی چیز های هستند که نمی توان آنها را بازگرداند

like

شبیه

The occasion after it ends!

فرصت بعد از پایان یافتن

and

و

The time after it passes!

زمان بعد از سپری شدن.


شما میتوانید برای شنیدن تلفظ صحیح کلمات و عبارات داستان ، فایل زیر را دانلود کنید.

دانلود فایل داستان همراه با فایل صوتی آن

رمز فایل : wikiwook.ir

به امید فردایی روشن

میتوانید این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط